توافق اتمی بین رژیم آخوندی و ۵+۱ ، باعث شکل گیری دو دیدگاه کاملا متضاد در
میان مفسران و
تحلیلگران گردیده است.
برخی توافق اتمی را حلال مشکلات رژیم آخوندی (حد اقل برخی از مشکلات) میدانند،
عده ای بعکس آن را آلوده به سم و زهر کشنده برای رژیم ارزیابی میکنند که به تدریج،
نتایج وخیمی برای رژیم ببارخواهد آورد.
آنهایی که این توافق را یک پیروزی برای ژریم ولایت فقیه بطورعام و برای دولت
آخوند روحانی بطورخاص ارزیابی میکنند، اساسا به حرفهای رفسنجانی که آن را بزرگتر
ازفتح خرمشهر نامید و روحانی که گفت سه
گل زدیم و دو گل خوردیم استناد میکنند. اصلاح
طلبان درونی نظام و رسانه ها و لابی های وابسته به آنها در داخل و خارج از مبلغین
این تئوری می باشند.
آنها معتقدند: هم چنان که روحانی گفته است، ریشه همه مشکلات حتی آب آشامیدنی
ناشی از تحریمها میباشد، با برداشته شدن تحریمها مشکلات موجود حل و یا به سمت حل
پیش میرود. علاوه برآن توافق اتمی منجر به تشنج زدایی بین رژیم و غرب و شکل گیری
مناسبات جدیدی میان آنها میگردد، با برداشته شدن تحریمها امکان فروش نفت بوجود می
آید و پولهای بلوکه شده یکباره به خزانه دولت واریز میگردد، ورود پول به خزانه
دولت، باعث بهبود وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم خواهد شد. ما حصل همه این اقدامات، نارضایتی
اجتماعی، از رژیم آخوندی کاهش یافته، برآیند همه این عوامل باعث تثبت و عمر بیشتر
رژیم آخوندی حد اقل برای یک دوره و یا چند سال دیگر میشود. پس این توافق یک پیروزی
برای رژیم است.
موافقان این نظریه تضادهای بین مردم ایران و حکومت آخوندی را اقتصادی و یا
اکونومیک ارزیابی میکنند که ازخارج تحمیل شده است و بقا و تثبیت رژیم را به تحولات
اکونومیک پیوند میزنند .
آنها در موضوع اتمی، مدار جنگ را بین رژیم و غرب میبندند و معتقدند که منازعه
اتمی، دو طرف دارد رژیم و غرب. از نظر
آنها مردم ایران دراین قضیه یا نقشی ندارند، یا خنثی هستند. ولی بیشترچنین وانمود
میکنند که مردم، در مقوله اتمی همنظر و در کنار نظام ولایت فقیه قراردارند. آنها
هیچ رابطه ای بین پولهایی کلانی که رژیم صرف این پروژه کرده، با بی خانمانی و
بیکاری و اعتیاد و فقر و بد بختی و کلیه فروشی و سرکوب و ... برقرار نمی کنند. کشاکش
اتمی را بدون وارد شدن به عرصه سیاسی و
اجتماعی مورد بررسی قرار میدهند .
در نقطه مقابل آنهایی که این توافق را جام زهر میدانند معتقد هستند.
تضاد بین مردم ایران و رژیم آخوندی یک تضاد بنیادی و عمیقا سیاسی و نه فقط
اقتصادی است، مشکل اصلی این رژیم صرفا تحریمها نیست بلکه سیاست های ضد مردمی و
سرکوب همه اقشار مردم می باشد، اتفاقا تحریمها نیز محصول همان سیاست ضد مردمی می باشد.
برداشته شدن تحریمها تضاد سیاسی عمیق مردم
با رژیم را حل نمیکند. اگرچه که منافع برخی از سرمایه داران وابسته به رژیم و شرکت های
وابسته به سپاه و ... را مقطعی حل وفصل خواهد
کرد. همان میران وپولی هم وارد کشور بشود به جیب عوامل حکومتی سرازیر میشود و مردم
ازآن بهره ای نخواهند برد.
رژیم در دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد حدود ۱۰۰۰ میلیارد دلار درآمد نفتی
داشته است، با این در آمد کلان نه تنها هیچ تضادی را نتوانسته است حل کند، بلکه تضادهایی
هم بوجود آورد که محصول آن قیام سال ۲۰۰۹ بوده است. حالا ۲۹ میلیارد دلاری که (اگر
توافق درپایان سال مسیحی امضا بشود)، قرار است آزاد گردد در قیاس با ۱۰۰۰ میلیارد
دلاردرآمد دوران احمدی نژاد، عددی به حساب نمیآید که تاثیر کیفی درحل تضادهای حتی
اقتصادی رژیم داشته باشد.
آنها میگویند در مقوله اتمی، مدار اصلی بین مردم و مقاومت ایران از یک طرف و
رژیم آخوندی از طرف دیگر بسته شده است. غرب نیز از موضع منافع خودش از نقطه ای
وارد این موضوع شده است. ولی تضاد اصلی بین مردم و مقاومت ایران و رژیم بوده هست و
حل بشود، تضاد بین مردم و مقاومت ایران با رژیم هم چنان به قوت خودش باقی خواهد ماند. توافق اتمی نه تنها این تضاد را کمتر نمیکند بلکه به آن دامن هم خواهد زد.
ـ جواد منصوري
اولين فرمانده سپاه پاسداران قبلا در مورد توافق اتمی گفته بود: بيكاري، گراني، مشكلات امنيتي، فساد،
ناهنجاريهاي عمومي، فاصله طبقاتي و سياستهاي غلط مثل هدفمندي يارانهها و طرحهايي
مانند مسكن مهر
و برخي پروژههاي عجيب و غريب باعث شد دولت چارهاي نداشته باشد جز اينكه يك عقبنشيني كلي در برابر
خارجيها داشته باشد تا بتواند وضعيت موجود را كنترل كند و حتي همين آذر ماه دولت
نه پول كارمندان دولت را دارد و نه پول يارانهها را و به همين خاطر مجبور است
بدون پشتوانه اسكناس چاپ كند… دروغ گفتن مسئولان بزرگترين ضربه به كشور است… چطور شد يكدفعه بعد از اعلام
اين توافقنامه يك جو عمومي به نفع ما در رسانههاي جهان بهوجود آمد؟ يكي اينكه
ايران از موضع خود عقبنشيني كرده و ديگر اينكه اگر اين توافقنامه اجرا
شود ايران بهحالت عادي خودش برميگردد… البته بهرغم تمامي اينها، اوضاع كشور ما
بهتر از اين نخواهد شد و مسايل ما حل نميشود، زيرا كه اصل مشكلات ما مربوط به
داخل است، يعني اگر از آسمان ايران هم طلا ببارد اما ما شايسته سالاري و حاكميت
قانون را نداشته باشيم… و فاميل بازي و رانت بازي در كشور حاكميت داشته باشد، وضع
همين است و اينطور نيست كه فكر كنيد اگر فردا آقاي ظريف توافق نهايي را امضا كند و
غرب هم به وعدههايش عمل كند تمامي مشكلات ما هم رفع ميشود … (خبرگزاري
فارس18آذر92)
شاخص های
جام زهر یا پیروزی چیست؟
۱لف :مذاکره اتمی از روی اجبار یا اختیار؟
موافقین
نظریه جام زهر میگویند : اگررژیم (تمامیت نظام ) به میل خودش به پای میز
مذاکره آمده بود میتوانستیم بگوییم که او هنوز ظرفیت تاریخی لازم برای بقا را دارد
و موافقت اتمی میتوانست برای او یک فرصت باشد. یک دیپلمات اروپایی درهنگام مذاکرات به رژیم گفته بود: حواستان باشد که شما
روی زانوان خونین به سر میز مذاکره آمده اید.
آمدن خامنه ای پای میز مذاکره، نه طبق گفته خامنه ای، به خواست آمریکا و وساطت
یکی از محترمین منطقه (حالا ببیند کار به کجا رسیده که از نظر ولی امر مسلمین؟!!
سلطان قابوس میشود «محترمین منطقه» ) بلکه، محصول افشاگریهای مقاومت از یک طرف و
تحریم کشورهای غربی از طرف دیگر و .... بوده است. ولی خامنه ای برای آبروریزی کمتر
اسم آن را گذاشته است «نرمش قهرمانانه».
بارها مقامات رژیم به این مساله اشاره کرده اند . اینجا
را کلیک کنید.
دست برداشتن از پروژه بمب سازی که خامنه ای ۳۰ سال برای آن وقت صرف کرده و میلیاردها دلار برای
آن هزینه و تا چندی قبل آن را حق مسلم خود میدانسته است، ناشی از یک اجبار بوده و
نه یک اختیار.
به دلیل همین اجبار است که خامنه ای و
باندش بشدت از آثار و عواقب داخلی و بین المللی آن واهمه دارند. کش دادن دو ساله مذاکرات
و کش و قوسهای پسا مذاکرات، نیز حکایت از
صحت این نظر دارد .این توافق ازیک طرف تضاد بین مردم و رژیم و از طرف دیگر تضاد
بین جناحین رژیم را وارد مرحله جدیدی میکند و به همین دلیل یک سرفصل است به این
دلیل آن را جام زهر مینامیم .
اگر رژیم این ظرفیت تاریخی را میداشت، خودش با اختیار خودش عقب نشینی میکرد.
ب : حفظ بمب ا تمی یا دادن بمب اتمی
اگر به جایگاه و مسیری که رژیم طی
کرده است نگاه کنیم به روشنی می فهمیم که بمب اتمی جایگاه استراتژیک و نه تاکتیکی
برای رژیم داشته است .
به دلیل ماهیت ارتجاعی و عقب افتاده رژیم از یک طرف و داشتن یک اپوزیسیون
قدرتمند ازطرف دیگر، برای حل تضادهای اجتماعی و سیاسی و اقتصادی، بخصوص مساله زنان
و جوانان هیچ راه حلی طی این سالها ارائه
نداده و هیچ چشم اندازی هم برای حل آن نداشته ودر آینده هم نخواهد داشت .
تحلیلگران و مقامات امنیتی رژیم سربلند کردن اشکال جدیدی از نوع قیام سال ۸۸
را درچشم انداز میبنند وعلنا هشدار میدهند: اگراین بار فقط ۶ ساعت کنترل تهران را
ازدست بدهیم، نه سپاه و نه بسیج و نه ساندیس خورهای رژیم دیگرقدرت به کنترل جامعه
نخواهند بود. به همین دلیل است که دست یافتن به بمب اتمی جایگاه استراتژیک و بقول
آخوند ها راهبردی پیدا کرده است.
رژیم از همان آغاز با ایده دست یابی به سلاح هسته ای تکمیل نیروگاه بوشهر با
روسها را استارت زد. در سالهای ۶۵ و ۶۶ درحالی که کم کم آثارشکست درجنگ ضد میهنی ایران وعراق هویدا میشد
معتقد بود:
درتعادل قوای امروزی، پیشرفت سیاست بسط(صدور بنیادگرایی) و جلوگیری از سیاست
انقباض، بدون داشتن یک اهرم قدرتمند مانند بمب اتمی امکانپذیر نمی باشد.
خامنه ای و تلاش برای بدست آوردن بمب
اتمی
برخلاف ادعای خامنه ای مبنی بر حرام بودن بمب اتمی، او در سال ۶۴ (زمانی که
رئیس جمهوربود) به اتفاق یک هیئت نظامی برای بدست
آوردن تکنولوژی هسته ای به پاکستان سفرکرد. اولین اطلاعات را از عبدالقادر
خان، پدر بمب اتمی پاکستان خریداری کرد که همان زمان مقاومت ایران آن را افشا
نمود .
در سال ۷۱ بعد از فروپاشی شوروی، رژیم بشدت دنبال مسیر ساده تر یعنی خرید بمب
حاضر و آماده از قزاقستان رفت. ولی با افشاگریهایی مقاومت، در اثر فشار بین
الملللی یلتسین ریئس جمهور وقت شوروی آن را ملغی کرد .
در ۲۳مرداد ۸۱ مجاهدین به اطلاعات بسیار سری و محرمانه ی بزرگترین تاسیسات
نیمه تمام اتمی
رژیم در اراک
و نطنز و در ارديبهشت 82 به «شيان» یک مركز بيولوژي دست یافتند و آنرا افشاکردند. این افشاگریها یک ضربه بسیار جدی به سیاست بمب
سازی وارد ساخته و تبدیل به بزرگترین چالش حکومت آخوندی شد .درسال ۲۰۰۹ سایت «فردو»که
در دل کوهها و در اعماق زمین ساخته شده بود افشاگردید. برملا شدن این فعالیت ها نشان
داد که رژیم نه ازیک مسیر بلکه ازچند مسیر
موازی در پی رسیدن به بمب اتمی میباشد.
افشای مراکزی که رژیم طی ۱۸ سال در خفای کامل آن را ساخته بود جامعه جهانی را وادار
کرد که این موارد را جدی بگیرد .(درحالی که غرب به افشاگریهای قبلی مقاومت با ناباوری
نگاه میکرد ) اینجا
راکلیک کنید.
تاقبل از افشای اراک و نطنز، غربیها زیاد خوششان هم نمی آمد که معاملات پر سود با دولت آخوند خاتمی (که دل
غربیها برایش ریسه میرفت). را با افشاگریهای مقاومت از دست بدهد.کار به جایی رسید
که ازنظر شیراک داشتن یکی دو بمب بوسیله رژیم آخوندی هم بلامانع می نمود ؟!!
پس از افشای اراک و نطنز، رژیم تحت فشار بین المللی به رئیس وقت آژانس اتمی،
محمد البرادعی اجازه بازدید از این دو مرکز را داد. گزارش البرادعی پس از بازدید
ازسایتهای اراک و نطنز جهان را حیرت زده ساخت. پس از آن بود که جامعه جهانی متقاعد
شد، بمب اتمی جایگاه استراتژیک برای رژیم دارد. این یک پیروزی بزرگ برای مقاومت
ایران بود.
بااین سابقه، اگر رژیم بمب اتمی را حفظ کرده باشد، باید گفت که بله آنچه را که
بعنوان تضمین بقا دنبالش بوده است را بدست آورده و یک پیروزی برای رژیم به حساب می
آید. (حد اقل برای کوتاه مدت). به کره شمالی نگاه کنید با یک یا چند بمب چگونه ازجهان
باجگیری میکند .
ولی اگر آنچه را که در ۲۴ سال گذشته دنبال بدست آوردنش بوده و برای آن ۶۰۰ یا
۷۰۰ میلیارد دلار سرمایه گزاری کرده را کنار گذاشته است باید گفت جام زهر را
سرکشیده است و منتظر بارز شدن آثار این جام زهر باشیم .
رژیم حداقل ۱۰سال دندان داشتن بمب اتمی را کشیده است .
براساس گزارش کارشناسان مختلف : رژیم
در صورتی که توافقنامه را امضا کند تا ۱۰ سال آینده دندان بمب اتمی را کشیده است. زیرا
خامنه ای بسیاری از مرزسرخهایی را که قبلا ترسیم و نفوذ نا پذیر اعلام کرده بود را
زیر پا گذاشته است .
در اطلاعیه ای که موگریتی به زبان انگلیسی وظریف به زبان فارسی بعد از توافق
جلو دوربین اعلام کردند ظریف به صراحت گفت :«تحت هیچ شرایطی درپی سلاح هسته ای
وگسترش آن نیستیم » به این خاطر رژیم جام زهر خورده است .
اگر چه که غرب به رژیم امتیازاتی که لایقش نبوده داده و حق غنی سازی را برای رژیم به رسمیت
شناخته است و به رژیم این امکان را میدهد که ساختاربمب سازی را حفظ کند و این ضعف
قرارداد است ولی رژیم جام زهر را سرکشیده
است.
اکنون کارشناسان رژیم میگویند، اورانیوم غنی شده ای که از این طریق تولید میشود
ازنظر قیمت، سه برابر گرانتر ازقیمتی است که از بازار میتوان آن را تهیه کرد. بهتر است که قسمت عنی سازی
۳.۷۶ را هم خودمان تعطیل کنیم.
تاکنون هیچکدام از جناحهای رژیم مدعی نشده اند که بمب را حفظ کرده ایم و همه
آه وناله سر میدهند که همه چیز خراب شده است. روحانی تلاش میکند بگوید که ما از
اول هم دنبال بمب نبودیم، عراقچی از خسرانهای بزرگ به زیر ساختها ی اتمی صحبت
میکند.
مقاومت ایران ازسال ۷۰ تا به امروز بیش از ۱۰۰ رشته افشاگری اتمی داشته است .
بدون شک چشم های تیز بین اش باز هم هرفعالیت اتمی رژم را رصد خواهد کرد و آن را
افشاخواهد کرد چه غربیها را خوش آید و یا نیاید زیرا که پای منافع مردم ایران در
میان است. سرنوشت این رژیم سرنگونی است و باید به زباله دان تاریخ افکنده شود.دوران
جدید آغازشده است.شکست های رژیم در سوریه و یمن واخیرا هم عراق یکی پس ازدیگری
هویدا میشود .درعراق اکنون مردم خواهان اعدام مالکی جنایتکاردست نشانده رژیم
آخوندی و قاتل مجاهدان اشرفی شده اند . دور نیست که روزی مردم ایران هم خواهان
محاکمه علی خامنه ای و همه جنایتکاران رژیم آخوندی گردند. مردم ایران به این دوران
سلام کرده وخوش آمد میگویند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر